تبلیغات
علمی

تاریخ : یکشنبه 15 فروردین 1395 | نویسنده : افشین

پنج شبه علم در مسیر خرافه های مدرن

در مطلبی که پیش رو دارید، پنج نمونه از شبه علم هایی که در دوران معاصر در جهان رواج دارند معرفی و بررسی کرده ایم.
  شبه علم را می توان نسل جدید و نسخه به روز شده ای از خرافات دانست؛ خرافاتی که برای آراستن و توجیح خود، به برداشت سطحی و نادقیق از علم و استفاده نابجا از مفاهیم و اصطلاحات علمی متوسل می شوند و به شکل لباسی امروزی و جذاب در می آیند. هر چقدر که خرافات، کهنه و بی اعتبار جلوه می کند، شبه علم پرطمطراق و وسوسه کننده است و همواره به نظر می آید که حقیقت گنگی را در پس خود پنهان کرده که از دسترس ما دور است و همواره از ما می گریزد. باورها و ادعاهای شبه علمی، فهرست بلندبالایی را تشکیل می دهند که هر کدام طرفداران و منادیان خود را دارد و برخی (مثل طالع بینی) سابقه ای دور و دراز دارند و برخی (مثال باور به بازدید بیگانه های فضایی از زمین) متاخرتر و تازه ترند.


هومیوپاتی

هومیوپاتی (یا همسان درمانی) به عنوان یک روش درمانی مکمل یا جایگزین معرفی می شود و بر دو اصل ساده استوار است. اول این که مشابه، مشابه را درمان می کند؛ مثلا از قهوه که باعث بی خوابی می شود، می توان برای درمان بی خوابی بهره گرفت.

این ادعا مبنای تجربی و محک خورده ای ندارد و گزاره ای است که می تواند گاه درست و گاه نادرست باشد. شاید فکر کنید که واکسن ها هم عملا پیرو این اصل اند، در حالی که در واکسن با وارد کردن یک ویروس یا یک باکتری ضعیف شده به بدن، سیستم ایمنی فرد در سازوکاری کاملا مشخص و شناخته شده تحریک می شود و او را در برابر بیماری ایمن می سازد
.

پنج فرمان علیه خرافه های مدرن

اصل دوم که جالب تر و بحث برانگیزتر است می گوید هرچه دُز ماده موثر کمتر باشد، تاثیر بیشتری بر بدن بیمار خواهد داشت. مشکل اینجاست که این فرآیند رقیق کردن در ساخت داروهای هومیوپاتی آنقدر تکرار می شود که دیگر عملا هیچ مولکولی از ماده اولیه در داروی نهایی باقی نمی ماند و آنچه بیمار وارد بدن خود می کند کاملا بی خاصیت است.

هومیوپات ها عقیده دارند که حتی اگر ماده درمانی در محصول نهایی موجود نباشد، بر ساختار مولکول های آب تاثیر می گذارد که این تاثیر حتی بدون وجود آن ماده نیز حفظ می شود و به عبارتی در «حافظه آب» باقی می ماند. البته اگر به راستی چنین بود باید تا به حال انقلابی در علم و فناوری پدید می آمد و از این قابلیت غریب آب در حوزه های مختلف استفاده می شد.

داروهای هومیوپاتی هم مثل تمام دارونماهای دیگر (پلاسیبوها) دارای اثرات تلقینی روی شماری از بیماران هستند و به بهبود آن ها کمک می کند؛ در برخی از موارد هم بدن بیمار سیر طبیعی بهبود خود را طی می کند که به اشتباه به نام هومیوپاتی تمام می شود. علاوه بر این ها شماری از چهره های سرشناس، از سیاستمداران گرفته تا هنرپیشگان و ورزشکاران، به عنوان طرفداران پروپاقرص هومیوپاتی معرفی می شوند.

همه این عوامل در کنار ادعای درمان تقریبا تمام بیماری ها زیر عنوان پرزرق و برق طب کل نگر یا پزشکی مکمل، دست به دست هم داده تا «خرافه هومیوپاتی» به حیات پرسود خود ادامه بدهد.

عرفان کوانتومی

فیزیک مدرن سرشار از عبارت و اصطلاحاتی است که در زبان روزمره نیز به کار می روند، اما در بستر علمی خود، معنایی کاملا خاص و متفاوت دارند. نسبیت، ذره، موج، نور، قطعیت، آگاهی، ناظر، ارتعاش و انرژی نمونه هایی از این اصطلاحات اند که هر کدام تعریف فنی دقیقی دارند و می توان گفت با آنچه ما در گفتار عادی خود استفاده می کنیم صرفا دارای اشتراک لفظی هستند. اگر پیچیدگی ها و شگفتی های کوانتوم را هم به این مساله اضافه کنیم، سخت نیست که بفهمیم چرا این شاخه از فیزیک تبدیل به جولانگاهی برای خیال بافی و نظریه پردازی های توخالی و حتی شیادی عده ای شده است.

پنج فرمان علیه خرافه های مدرن

حیطه فعالیت کوانتوم (مانند تمام بخش های دیگر فیزیک و مانند تمام علوم تجربی) منحصر به جهان فیزیکی ما و دنیای ماده و نیروهاست. هر حرف و ادعایی فراتر از این برای نسبت یا پیوند دادن کوانتوم با معنویت، عرفان یا ماورا یا برآمده از خام دستی و بی اطلاعی جوینده است یا سرپوشی برای حقه بازی و گمراه سازی. انرژی مثبت و منفی افراد، شعور داشتن ذرات و کل هستی، جهان های موازی و مواردی از این دست، مثال هایی از این مغلطه هاست.

در اغلب نمونه های ایرانی عرفان کوانتومی علاوه بر این که روایت مخدوش و گمراه کننده ای از علم ارائه می شود، سعی می شود تا با استفاده از اشعار مولوی و حافظ، این شاعران را همچون پیشگویان فیزیک و کوانتوم جا بزنند. عرفان کوانتومی را بیشتر باید همچون تردستی  جذاب برای مبهوت و سرگرم کردن گوینده و مخاطبش دانست. شعبده ای که هر چند با رو شدن دست افرادی همچون مدعیان «عرفان حلقه» سر و صدای کمتری پیدا کرده، اما همچنان مدافعان سرسختی دارد.

بشقاب پرنده ها

بشقاب پرنده ها یا یوفوها (UFO- Unidentified Flying Objects) اشیای ناشناس پرنده ای هستند که شایعات تایید نشده، داستان ها و فیلم های علمی تخیلی و هیاهوی رسانه های عامه پسند به آن ها رنگ و بوی خرافی و حتی اسطوره ای بخشیده اند. این پرندگان ناشناس هرازگاهی در گوشه و کنار جهان و در کشور خود ما مشاهده می شوند و در مواردی که امکان و فرصت بررسی آن ها وجودداشته، معلوم شده که اغلب، مواردی چون هواپیما، ابر، بالن، شهاب ها یا صرفا خطای دید بوده اند و گاهی هم محصول گزارش های دروغین و ساختگی.


پنج فرمان علیه خرافه های مدرن

مهم تر از همه این که هیچ سند و نشانه ای از ارتباط این اشیای پرنده با موجودات هوشمند فرازمینی در دست نیست. یوفوها معمولا دستمایه نظریه های توطئه جذابی درباره ملاقات «آدم فضایی ها» از زمین به قصد ارتباط با انسان ها یا تسخیر کره ماه قرار می گیرند و بسیاری هم بر این باورند که این بیگانگان بازدیدهای زیادی از زمین داشته اند و دولت های بزرگ به عمد این مساله را از مردم پنهان نگاه می دارند.

انرژی درمانی

انرژی درمانی مانند هر شبه علم و خرافه دیگری ادعای علمی بودن دارد و به ظاهر از «انرژی»هایی که بر بدن و سلول های بیماران تاثیرگذارند، برای درمان امراض و ناخوشی ها بهره می گیرد. این انرژی معمولا از کف دستان درمانگر به بدن بیمار منتقل می شود و حتی گاهی از طریق نگاه یا صدای او بر آن ها اثر درمانی می گذارد (یکی از این کاسبان معروف انرژی درمانی در ایران در سال های گذشته آوازهای شفابخش خود را به بیماران می فروخت!).

نکته اینجاست که ظاهرا این انرژی ها در زمره  هیچ یک از آنهایی که ما می شناسیم و دانش بشری به ما آموخته، نیست (به بیان دیگر اصلا انرژی در کار نیست) و هر چند که توضیحات گنگی درباره آن ها داده می شود، هیچ نشانی از ارتباط آن با نیروهای شناخته شده طبیعت وجود ندارد. همچنین هیچ کدام از آزمون هایی که تاکنون برای بررسی روشمند انرژی درمانی در شرایط کنترل شده صورت گرفته، صحت آن را تایید نکرده است.


پنج فرمان علیه خرافه های مدرن

این آزمون ها نمونه هایی را که حاکی از تاثیر مثبت انرژی درمانی بوده و ناشی از اثری مشابه دارونماها و تلقین می دانند. شاید گفته شود با اینکه انرژی درمانی و سایر شیوه هایی که به عنوان طب «جایگزین» مطرح می شوند، سودی به بیماران نمی رسانند، اما ضرری هم برای آن ها ندارند و بنابراین چه لزومی دارد که آنها را نفی یا تقبیح کنیم؟ مشکل اینجاست که با پروبال گرفتن این شیوه ها، عرصه بر درمان های کارآمد تنگ تر می شود و میزان پذیرش افراد نسبت به شبه علم ها و باورهای بی پایه افزایش می یابد. باورهای خرافی همچون شبکه ای به هم تنیده اند که باور به یکی به راحتی راه را برای باور به بقیه باز می کند.

خواص سنگ ها

توسل به سنگ های رنگارنگ زینتی و قیمتی برای مداوای دردها و بهبود بیماری ها که با نام های سنگ درمانی، کریستال درمانی و بلوردرمانی شناخته می شود، سابقه ای طولانی در فرهنگ های مختلف دارد، اما جنبه مدرن این خرافات، سوءاستفاده از مفاهیم ظاهرا علمی برای موجه کردن آن و متقاعد کردن مشتریان به خریدن این سنگ هاست. به این متن که در یک نشریه آنلاین فارسی منتشر شده توجه کنید: «تمامی موادمعدنی دارای یک انرژی ذاتی و درونی و ارتعاشی هستند. منابع زیادی وجود دارند که این انرژی را توصیف کرده اند. این نیروهای تشعشعی برای اینکه حالت شفابخشی به سنگ دهند از میدان های نوسانی متفاوت انرژی استفاده می کنند و این انرژی در انواع متفاوت سنگ ها ذخیره شده و نهفته است.»

در این متن هیچ اشاره ای به ماهیت این «انرژی درونی ارتعاشی» که بلافاصله به «نیروی تشعشعی» تغییر نام می دهد نشده و هیچ نامی از منابع زیادی که آن را توصیف کرده اند، نیامده است. به علاوه مشخص نیست که «میدان های نوسانی انرژی» چیستند و با چه سازوکاری درون سنگ ذخیره می شوند.

پنج فرمان علیه خرافه های مدرن

نکته جالت تر درباره سنگ درمانی این است که متولدین ماه های مختلف به دلیلی که بر ما پوشیده است، از بعضی سنگ ها بیشتر تاثیر می پذیرند. اگر شک دارید که شاید واقعا انرژیِ درمانگری در سنگ ها و مواد معدنی نهفته است (که انسان هایی در گذشته با تجربه زیاد یا با کشف و شهودی ویژه به آن دسته یافته اند) به این فکر کنید که چنین انرژی باید اصولا در تمام موادی که هر روز با آن ها سروکار داریم وجود داشته باشد؛ از جمله در لباسی که می پوشیم، بلورهای کوچک شکری که می خوریم، بدنه خودرویی که در آن می نشینیم، نمایشگری که به آن خیره می شویم و گوشی که در جیب یا کیف خود نگه می داریم. چرا از میان این همه مواد گوناگون فقط سنگ هایی که فروشندگان شان تبلیغ می کنند باید تاثیر ویژه ای بر بدن ما داشته باشند؟

سنگ درمانی مثل بسیاری از روش های شبه علمی دیگر تاثیر ملموس و سنجش پذیری بر فرد ندارد و هر کسی ممکن است تغییرات تصادفی حال خود را به حساب اثر آن ها بگذارد یا با توجه گزینشی بر تغییرات مثبت و نادیده گرفتن خودآگاه یا ناخودآگاه مواردی که بی تاثیر بوده اند، به این شیوه به عنوان درمانی سودمند گرایش پیدا کنند؛ این دقیقا همان فرآیندی است که در باور به هر خرافه یا شبه علمی طی می شود.


برچسب ها: شبه علم، خرافات، هومیوپاتی، عرفان کوانتومی، انرژی درمانی، خرافات مدرن،

تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394 | نویسنده : افشین
چرا گاهی یک آهنگ مدام در ذهن تکرار می شود؟


فرآیند گیر افتادن آهنگ در ذهن ما یک فرآیند غیر ارادی است و مطالعه مکانیزم آن بسیار دشوار است.به بیان دیگر چگونگی به دام افتادن آهنگ در مغز به طور کامل درک نشده است. برخی از دانشمندان نشانه هایی یافته اند که انسان های باستان دانش خود را با استفاده از آهنگ ها منتقل می کردند که ممکن است منشا این پدیده در انسان های امروزی باقی مانده باشد.


آهنگ, تکرار آهنگ در مغز, علل تکرار آهنگ در مغز

این آهنگ ها بیشتر به سراغ افراد بیکار، خسته و مضطرب می آیند

در طی ۲۰۰ هزار سال تمدن بشر، حقایق، تاریخ، فرآیندها و سایر اطلاعات به شکل لغات محاوره ای و شعر مبادله شده اند. این یافته ها دانشمندان را به این نتیجه رسانده که سخت افزار مغز انسان به گونه ای تعلیم یافته تا اطلاعات موجود در کلمات محاوره ای و اشعار را رمز گشایی کند و به این وسیله اطلاعات را به خاطر بیاورد. امروزه برای بسیاری از انسان ها به خاطر سپردن اطلاعات به شکل موزون و ریتمیک آسان تر است.

 
تئوری سخت افزاری مغز بر این اساس استوار است که موسیقی یک تجربه چند حسی است یعنی در حالی که نت ها و شعر در حافظه ثبت می شود، احساسات و عقاید هم به همراه آن ها ذخیره می شوند. هنگامی که این احساسات یا عقاید برای فرد یادآوری می شوند، آهنگ نیز به یاد آورده می شود. به این فرآیند “یادآوری ناآگاهانه” می گویند.

در یک پژوهش محققان قسمت هایی از آهنگ های مشهور را برای افراد مورد آزمایش پخش می کردند و متوجه شدند که بخش مربوط به شنیدن در کورتکس مغز متن آهنگ را در ذهن تکمیل می کند و این فرآیند پس از قطع آهنگ نیز ادامه می یابد.

هر چه شما به یک آهنگ بیشتر گوش کنید، احتمال این که در ذهن شما به دام بیفتد بیشتر خواهد شد. افرادی که به اختلال وسواس فکری – عملی مبتلا هستند بیشتر در معرض این پدیده هستند. بر اساس یافته های مطرح شده در دهمین کنفرانس درک و شناخت موسیقی، بیش از ۹۰ درصد انسان ها هفته ای یک بار، و ۹۸ درصد انسان ها حداقل یک بار در زندگی این پدیده را تجربه می کنند.

 
محققان دو عامل را برای گیر افتادن یک آهنگ در ذهن شناسایی کرده اند:
1- تکرار
گوش دادن به یک آهنگ شایع ترین دلیل به دام افتادن آن در ذهن است. این عامل به زمان گوش دادن به آهنگ و دفعات تکرار آن بستگی دارد.

 

2-هم خوانی
گاهی اوقات محیطی که در آن به موسیقی گوش می دهید به عنوان محرک عمل می کند. هم خوانی آهنگ با آنچه در اطراف شما روی می دهد موجب می شود که با قرار گرفتن در شرایط مشابه آهنگ را به خاطر بیاورید.


آهنگ,علل تکرار آهنگ در مغز, علل تکرار آهنگ در مغز

افراد وسواس، بیشتر دچار  پدیده به دام افتادن و تکرار آهنگ در ذهن می شوند

ویژگیهایی که در تکرار یک آهنگ در ذهن موثرند :

ویژگی های مشخصی در آهنگ ها و انسان ها می تواند در به دام افتادن آن در ذهن موثر باشد.
1- آهنگ:

به طور کلی آهنگ هایی با نت های طولانی و زیروبم های کوتاه تر بیشتر در ذهن می مانند و خواندن آن ها حتی برای انسان های تعلیم ندیده نیز آسان است.


2- انسان ها
- عاشقان موسیقی:
رابطه ای محکم بین افرادی که اهمیت زیادی برای موسیقی قائلند با توالی و تکرار آهنگ در ذهن برقرار است. افراد علاقمند به موسیقی بیشتر به آهنگ ها گوش می دهند و همین امر موجب تکرار شدن بیشتر آهنگ در ذهنشان می شود.

 - شخصیت های وسواسی :
افراد وسواس (البته نه به شکل بیمار گونه) بیشتر دچار  پدیده به دام افتادن و تکرار آهنگ در ذهن می شوند. در برخی موارد گزارش شده که داروهایی که برای کنترل اختلال وسواس تجویز می شوند، به دام افتادن آهنگ ها را کاهش می دهند.

 - افراد خسته و مضطرب
آهنگ ها بیشتر به سراغ افراد بیکار، خسته و مضطرب می آیند. در این حالت ها سیستم دفاعی مغز آنقدر ضعیف است که یک آهنگ به راحتی می تواند کنترل ذهن را در دست گیرد.

 
اما چه درمان هایی برای آهنگ های مغزی مزاحم وجود دارد؟
-  گوش دادن به یک آهنگ دیگر
-  فکر کردن به چیزهای دیگر، صحبت کردن با یک نفر، حل کردن جدول، گشتن به دنبال شیء گمشده.


 

منبع : azedanesh.com


تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394 | نویسنده : افشین
رازهای نهفته در عدد 40 چیست؟
عدد 40 در نگاه اول یک عدد کاملا ساده ، مانند تمامی اعداد دیگر است، اما این عدد رازهایی را یدک می‌کشد که در نوع خود جالب هستند .
تا عدد 40 بشمارید اما از آن رد نشوید. کمی به این عدد فکر کنید؛ چه چیزی به یادتان می‌آید؟ قصد داریم در ادامه حقایقی را از عدد 40 برای شما بازگو کنیم که احتمالا برایتان جذاب باشد.

دانستنیهای علمی,اسرار نهفته در عدد 40, رازهای نهفته در عدد چهل
رشد جسمی و فکری انسان در چهل سالگی به کمال می رسد و همه پیامبران در چهل سالگی مبعوث شده اند

 

√ منفی 40 درجه یا «چهل درجه زیر صفر» تنها دمایی است که هم در سلسیوس و هم در فارنهایت با هم برابر است.

√ عدد 40 تنها عددی در زبان انگلیسی است که اگر آن را به حروف (Forty) بنویسید، تمام حروفش از نظر ترتیب الفبای انگلیسی پشت سر هم قرار می‌گیرد.


√ 9 ماه بارداری را فراموش کنید! یک دوره بارداری طبیعی به طور معمول 40 هفته زمان می‌طلبد.

√ زمانی که غده‌ خیارکی‌ یا همان طاعون‌ در قرون وسطی در اروپا شیوع یافت، کشتی‌ها به مدت 40 روز در کنار بنادر می‌ماندند و هیچ مسافری اجازه خروج نداشت. واژه «قرنطینه» از گویشهای ونتیانِ زبان ایتالیایی گرفته شده و به معنای «quaranta giorni» یا «چهل روز» است.


√ در تخته بازی مونوپولی، 40 فضای خالی وجود دارد. این تخته می‌گوید که زندگی نوعی بازی است و بازیکنان این بازی از شانس برابر (40 شانس) برای رفتن به زندان و یا پیروز شدن در بازی دارند.

√ عبارت تحت‌اللفظی «چهل چشمک» نیز در زبان انگلیسی اصطلاحی است به معنای یک چرت کامل و دلچسب. دکتر ویلیام کیتچاینر در کتاب راهنمای خود در سال 1812 میلادی به این موضوع اشاره کرده بود که یک چرت روزانه کامل به طول 40 بار پلک زدن است.

 

√ شیمیدانان شرکت تولید کننده یک اسپری جادوییِ روان کننده، برای جداسازی آب آن دقیقا چهل بار تلاش کردند. از این رو، آن اسپری «دبلیو دی 40» نام‌گذاری شد. فرمول شیمیایی این اسپری کاملا منحصر به فرد بود و برای چربی گیری، گریس زدایی و تمیزکاری قطعات مورد استفاده در صنایع هوا - فضا و موشک به کار می‌رفت.
√ عدد 40 در ادبیات هم معنایی دارد: تعداد دزدانی که علی‌بابا در قصه هزار و یک شب با آن‌ها سر و کار داشت 40 نفر بود.


عدد 40 در متون مذهبی
√ حضرت عیسی مسیح 40 روز در بیابان روزه گرفت تا خود را در برابر شیطان بیازماید.

√ رشد جسمی و عقلی انسان در چهل سالگی به کمال می رسد. «غوالی الئالی-۴۳۱»

√ همه پیامبران در چهل سالگی مبعوث شده اند. «عیون الاخبار – ۲ -۳۶»
√ حضرت آدم در فراق بهشت ۴۰ روز گریست. «بحار-۱۱-۱۶۲»
√ حضرت آدم در مرگ هابیل چهل شب گریه کرد. «بحار -۱۱- ۴۴»
√ زمین چهل روز در مرگ مومن می گرید. «تفسیر عیاشی-۲-۱۵۴»
√ خداوند چهل روز به فرعون مهلت داد. «اتحاف الساده-۱-۷۵»
√ زیارت اربعین یکی از نشانه های مومن است. «امالی شیخ صدوق-۲۵۱»

√ چهل شب تعطیلی مساجد از نشانه های ظهور است. «صحیفه الرضا-۱۴»
√ هر کس چهل حدیث حفظ کند، خداوند او را فقیه و عالم محشور کند. «بحارالانوار-۲-۲۵۳»

منابع : jamejamonline.ir  -  afkarnews.ir                
                         





 


تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3